کد خبر: ۳۲۷۸۷۰
تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۱۱

اخبار ویژه

اصرار نکنید! اپوزیسیون 
کسی جز همین در‌پیت‌ها را ندارد!
یکی از فعالان در‌پیت اپوزیسیون می‌گوید اپوزیسیون نه نیچه و‌ هایدیگر، مارکس و پوپر و کانت دارد و نه بیسمارک و نه لینکلن و آیزنهاور و ژنرال دوگل، بنابراین باید با همین سرکرده‌های فعلی اپوزیسیون ساخت و اعتراضی هم نکرد.
در شرایطی که دلقک‌بازی‌های سران گروهک‌های سلطنت‌طلب و سازمان‌های تروریستی مثل منافقین و پژاک و...، حیثیتی برای اپوزیسیون نمایان جمهوری اسلامی نگذاشته، «ح- ی» می‌گوید که داشته‌های اپوزیسیون همین‌هاست!
او که سوابق سرگردانی میان لیبرالیسم و سوسیالیسم و چپ و راست غربی را دارد، به مظفرالدین شاه قجری استناد می‌کند و می‌نویسد: «برخی از مردم می‌گویند این فعال سیاسی بده، آن خوبه و روی هر مبارز دموکراسی‌خواه ایرانی یک عیب و ایرادی می‌گذارند! گفتم این دیالوگ فیلم کمال‌الملک ساخته علی حاتمی را یک‌بار با هم بخوانیم: اتابک با عصبانیت نزد مظفرالدین شاه آمد تا از کمال‌الملک گلایه کند و خواستار برکناری او شود! مظفرالدین شاه در پاسخ به او چنین گفت: «اکثر عمر ما در دوران ولیعهدی گذشت و رسم پادشاهی را خوب نمی‌دانیم. کار جهان به اعتدال راست می‌شود، همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم که نقاش‌باشی آن‌طوری داشته باشیم.»
واقعیت اینکه همان‌طور که ما ماشین بنز و فراری نداریم، نیچه، ‌هایدیگر، مارکس، پوپر، هگل، کانت و دکارت نداریم، همان‌طور که ما انیشتین و ماری کوری نداریم و‌... مبارزان و فعالان حسابی که باب میل شما عالی‌جنابان هم که همه ما را به ساحل امن برسانند هم نداریم. کل داشته این ملت همین‌ها هستند. هزینه می‌دهند، مبارزه می‌کنند و تمام عمر خود را از بین می‌برند تا شما ملت را به یک دموکراسی برسانند. اما خوب زور و ظرفیت فرزندانتان که چکیده خود شما هم هستند همین است. ما باید بدانیم این مملکت بیسمارک، اوباما، واشنگتن، لینکلن، آیزنهاور، ترومن و ژنرال دوگل ندارد. باید با همین داشته‌هایمان بسازیم و داشته‌ها هم باید خواست ملت را دنبال کنند و آن‌قدر نظرات خودشان را به این ملت تحمیل نکنند و در تعامل با هم باشند.»
از شیدایی نویسنده متن نسبت به جنایتکاران غربی که بگذریم، حکایت امثال وی، حکایت همان مورچه‌ای است که وسط نعلبکی سرخورده بود و می‌گفت سیل و طوفان همه جا را گرفته است. بله در اینکه اپوزیسیون به خاطر بی‌غیرتی و وطن‌فروشی و خیانت به ملت خود، حتی یک آدم به دردبه‌خور ندارد که سرش به تنش بیارزد، هیچ شکی نیست. اما این حقارت، مختص اپوزیسیون خودفروخته و بی‌وطن است وگرنه، ملت ایران، ملت بزرگی است که از سیاست و فرهنگ و تاریخ تا تولید قدرت و نوآوری در حوزه‌های علمی و فنی و دفاعی جهان، انسان‌های سرآمد بسیاری را به عرصه آورده است، انسان‌های با کفایت و نام‌آوری که در دنیا زبانزد علوم و فنون مختلف و سیاست و فرهنگ هستند.
شکست آمریکا مقابل ایران
مهیب‌تر از شکست مقابل یمن است
یک تحلیلگر آمریکایی تاکید کرد آمریکا نمی‌تواند ایران را شکست دهد چرا که چند ماه قبل، از عهده جنگ با یمنی‌ها برنیامد و ناچار به عقب‌نشینی شد.
ویل شرایور در تحلیل خود در شبکه ایکس نوشت: چقدر زود فراموش کرده‌اند که در طول سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵، آمریکا دست‌کم پنج گروه ضربتی ناو هواپیمابر (به‌همراه حجم زیادی از توان هوائی نیروی هوائی آمریکا) را برای خلع سلاح نیروهای یمنی و باز کردن مسیر دریای سرخ که به‌صورت گزینشی مسدود شده بود، اعزام کرد اما شکست خوردند؛ آن هم به شکلی مفتضحانه.
در وهله نخست، در سال ۲۰۲۴ ناوهای «یو‌اس‌اس بریو سِر رابین»، «یو‌اس‌اس تدی بیر» و «یو‌اس‌اس فریدی اِیب» وارد عمل شدند، اما در نهایت دم‌شان را روی کولشان گذاشتند و عقب‌نشینی کردند. ناو بریو سر رابین حتی یک فروند جنگنده اف/ای-۱۸ را هم در کف دریا گذاشت.
پس از آن‌ها، «یو‌اس‌اس ترمبلینگ پاپی» و «یو‌اس‌اس تیمید وینی» به میدان آمدند. اما آن‌ها هم وضع بهتری نداشتند و ترمبلینگ پاپی طی مأموریت پراضطراب خود در شمال دریای سرخ، دو فروند دیگر از جنگنده‌های اف/ای-۱۸ را از دست داد. در همین حال، یمنی‌ها شمار پهپادهای ام‌کیو-۹ ریپر سرنگون‌شده را به ۲۳ فروند رساندند.
افسران ناو بریو سر رابین پس از بازگشت از «نبرد دریای سرخ» گزارش دادند که به گفته خودشان «دچار آسیب روانی» شده‌اند و آن را شدیدترین آتش و قدرت رزمی‌ای توصیف کردند که نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون با آن روبه‌رو شده است.
یادمان باشد: یمن در پایین‌ترین پله نردبان دشمنان جدی و توانمند قرار دارد. هر کسی که واقعاً باور دارد نیروی دریایی آمریکا می‌تواند در آب‌های ایران عملیات مؤثر انجام دهد، به‌سادگی دچار توهم است.
همان‌طور که بارها استدلال کرده‌ام: حتی اگر هیچ کشتی‌ای آسیب نمی‌دید یا غرق نمی‌شد، باز هم آن‌ها ظرف یکی دو هفته- یا حتی کمتر-  مهمات‌شان تمام می‌شد. و مطمئن باشید که قرار نیست بتوانند در بحرین دوباره تسلیحات خود را بارگیری کنند. کسانی که محاسبات خود درباره یک جنگ میان آمریکا و ایران را بر پایه برتری هوائی آمریکا بنا کرده‌اند، خیلی زود خواهند دید که پارامترهای معادلاتشان به‌کلی تغییر کرده است.
در نظر داشته باشید: آمریکا از نظر لجستیکی قادر نیست بیش از دو تا سه هفته یک کارزار هواییِ بسیار پرشدت را حفظ کند. و اگر حتی فقط حدود یک دوجین هواپیمای سرنشین‌دار آمریکایی سرنگون شوند و چند فروند کشتی هم به‌شدت آسیب ببینند... خب، چنین چیزی چنان موجی از نگرانی و آشفتگی در واشنگتن ایجاد خواهد کرد که حتی ممکن است به یک کودتا- یا چیزی بسیار نزدیک به آن- منجر شود.
شرق: نتیجه همکاری با FATF 
تحریم بیشتر بود(!)
برخلاف وعده‌های مرکز اطلاعات مالی برای بزک‌کاری و تصویب الحاق به دو کنوانسیون پالرمو و CFT، مافیای حاکم بر FATF باز هم شروط ایران را رد کرد
طبق بیانیه مرکز اطلاعات مالی، در نشست عمومی FATF در مکزیک، ۵ شرط از ۱۰ حق شرط ایران بر کنوانسیون‌های پالرمو و CFT پذیرفته نشد.
در این زمینه روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «دور جدید تقابل FATF علیه ایران»، نوشت: پرونده ایران در FATF به در بسته خورد. بر‌اساس بیانیه رسمی که مرکز اطلاعات مالی در پاسخ به پیگیری‌های «شرق» ارائه داده، پرونده ایران در FATF پس از نشست 23 بهمن در مکزیکوسیتی وارد مرحله‌ای جدید شده است. از یکسو پیشرفت‌های فنی و حقوقی موجب پذیرش بخشی از برنامه اقدام شده، ولی از سوی دیگر مسائل سیاسی و تحریمی پرونده ایران را از موضوعی صرفا بانکی و فنی به یک هزارتوی امنیتی تبدیل کرده و باعث شده است حتی چهار محدودیت‌ جدید علیه ایران تصویب شود. مرکز اطلاعات مالی ایران ضمن گلایه از نبود همکاری برخی بخش‌های داخلی، هشدار داده که در صورت ادامه تعلل در داخل وضعیت برای کشور بغرنج‌تر هم خواهد شد.
پیگیری‌های «شرق» نشان می‌دهد با وجود پیشرفت‌های فنی ایران در گفت‌وگوها، اقدامات تقابلی جدیدی علیه ایران به کشورهای عضو ابلاغ شده است. طبق بیانیه‌ای که مرکز اطلاعات مالی در پاسخ به پیگیری‌های «شرق» ارائه کرده‌، پس از تصویب کنوانسیون‌های پالرمو و سی‌اف‌تی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و اصلاح آیین‌نامه‌های مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم در هیئت وزیران ایران، امکان ارائه گزارش پیشرفت درباره سه بند از ۲۴ بند باقی‌مانده برنامه اقدام فراهم شده بوده است. 
چرا با وجود تلاش‌ها، فشار بیشتر شد؟ با این حال ظاهرا در همین بزنگاه با استناد به قطع‌نامه‌های مرتبط با سازوکار «مکانیسم ماشه» در سازمان ملل، برخی کشورها خواستار استفاده از ظرفیت FATF برای اجرای تحریم‌ها علیه ایران شدند. در نتیجه، با وجود حمایت ۱۱ عضو از ۳۹ عضو FATF از اقدامات ایران، اجماع کامل علیه کشور شکسته شد اما اکثریت اعضا (۲۸ عضو) متن بیانیه عمومی را تغییر دادند و در نهایت اقدامات تقابلی جدیدی علیه ایران 
تصویب شد. 
به گزارش شرق، مرکز اطلاعات مالی هشدار داد تداوم تأخیر و تعلل در تصمیم‌گیری‌های خرد و گاهی سطحی مورد نیاز می‌تواند اتخاذ تصمیمات بزرگ در این حوزه مثل تصویب کنوانسیون‌های پالرمو و سی‌اف‌تی در مجمع و تصویب نسخ اصلاحی آیین‌نامه‌های مبارزه با پول‌شویی و تأمین مالی تروریسم را در ادامه مدیریت پرونده کشور با FATF بی‌اثر کرده و منجر به افزایش اقدامات تقابلی علیه ایران باشد.
شرق می‌افزاید: با شدت‌گرفتن تحریم‌ها علیه ایران، به نظر می‌رسد پرونده مالی ایران برای غرب دیگر امنیتی تلقی می‌شود و نه صرفا مالی. منتقدان بین‌المللی، به‌ویژه در اروپا و آمریکا، استدلال می‌کنند که شبکه‌های مالی مرتبط با گروه‌های مقاومت مانند حزب‌الله و حماس در چارچوب نگرانی‌های FATF قرار می‌گیرند. درحالی‌که لایحه مربوط به تأمین مالی تروریسم در ایران هنوز برای جهان محل بحث است، ایالات متحده نیز بارها اعلام کرده یکی از شروط کاهش تنش با ایران، محدود شدن حمایت از گروه‌های مقاومت است. برای نمونه، در مواضع رسمی U.S. Department of State طی سال‌های اخیر، موضوع «حمایت ایران از گروه‌های مسلح منطقه‌ای» به‌عنوان مانع عادی‌سازی روابط ذکر شده. این همان نقطه‌ای است که پرونده FATF از یک موضوع فنی- بانکی به پرونده پیچیده سیاسی- امنیتی تبدیل می‌شود.
گزارش شرق، دقیقا اثبات می‌کند که وعده‌ها و فضاسازی‌های مرکز اطلاعات مالی در توجیه الحاق به دو کنوانسیون و امکان گذاشتن حق شرط برخلاف منویات طرف غربی، خلاف واقع و دادن آدرس گمراه‌کننده به اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است.
در همین حال مسعود براتی از کارشناسان ارشد موضوع تحریم و FATF خطاب به رئیس مرکز اطلاعات مالی تاکید کرد: خیلی رو می‌خواهد که با ادعای غلط، به کشور هزینه تحمیل کنید و زمانی که صدایش درآمد، بیانیه بدهید و روایت پیروزی بکنید! حداقل استعفا بدهید.
ایران می‌تواند آسیبی سنگین‌تر از جنگ 12 روزه 
به اسرائیل بزند
درس‌های جنگی که در آن اسرائیل آسیب سنگینی دید، در ایران این برداشت را تقویت کرد که اسرائیل در برابر حملات فرسایشی آسیب‌پذیر است.
این تحلیل را روزنامه یدیعوت آحارونوت منتشر کرده و می‌نویسد: در حالی که کانال دیپلماتیک میان ایالات متحده و ایران همچنان ادامه دارد، در اسرائیل برای جنگ آماده می‌شوند. خطوط قرمز تل‌آویو حتی به خطوط قرمز تهران هم نزدیک نمی‌شود؛ تهرانی که حاضر نیست حتی درباره محدود کردن برنامه موشکی‌اش چیزی بشنود؛ همان موشک‌هایی که این‌جا در طول جنگ ۱۲ روزه ویرانی به بار آوردند.
برای ایران، برنامه موشک‌های بالستیک فقط یک ابزار جنگی نیست، بلکه یک هدف راهبردی برتر است که ممکن است حتی از پروژه هسته‌ای هم مهم‌تر باشد؛ به‌دلیل توان اثبات‌شده‌اش برای فلج کردن پشت‌جبهه اسرائیل و ایجاد آسیب قابل‌توجه حتی در برابر سامانه‌های دفاعی پیشرفته.
درس‌های جنگی که در آن اسرائیل مجبور شد در برابر صدها شلیک «اقتصاد تسلیحاتی» را مدیریت کند، بیشترِ آن‌ها را رهگیری کرد و با این حال همچنان آسیب سنگینی دید، در تهران این برداشت را تقویت کرد که اسرائیل در برابر حملات فرسایشی آسیب‌پذیر است؛ حملاتی که ذخیره رهگیرهایش را خالی می‌کند.
با توجه به این‌که ایران سامانه موشکی را ابزار بازدارندگی و تعیین‌کننده درجه ‌اول می‌بیند، ارزیابی‌های اطلاعاتی می‌گویند که حتی زیر فشار آمریکا در مذاکره هم از آن دست نخواهد کشید. این موضع سخت، منطقه را در مسیر برخوردی اجتناب‌ناپذیر قرار می‌دهد: یا امضای توافقی که اسرائیل را در برابر یک تهدید مهم آسیب‌پذیر می‌گذارد، یا لغزش به سوی یک جنگ تمام‌عیار. 
تال اینبار، پژوهشگر ارشد در MDAA، توضیح می‌دهد: «توان شلیک بسیار بسیار گسترده ندیدیم؛ نه صدها یا هزاران به‌طور همزمان. اما اگر جنگی باشد که ایران احساس خطر کند، هرچه دارند شلیک می‌کنند.»
آتلانتیک: ترامپ تهدید می‌کند
اگر مقاومت دید، عقب می‌نشیند
دونالد ترامپ الگویی دارد که اصرار می‌کند یک وضعیت آن‌قدر جدی است که نیاز به اقدام بی‌سابقه دارد و سپس وقتی با واکنش منفی رو‌به‌رو می‌شود، عقب‌نشینی می‌کند.
نشریه آمریکایی آتلانتیک با ارزیابی شخصیت دونالد ترامپ نوشت: ترامپ الگوی برداشتن گام‌های رادیکال برای مقابله با مشکلات جدی دارد و سپس وقتی با مخالفت مواجه می‌شود، کنار می‌رود.
پس از آنکه دولت، اوایل امسال گسترش افزایش نیروهای انتظامی خود در «مینه سوتا» را اعلام کرد و آن را «بزرگ‌ترین عملیات وزارت امنیت داخلی تاکنون» نامید، دونالد ترامپ مجموعه‌ای از انتقادات تند را به ایالت مطرح کرد که به گفته او «والی ناکارآمد»، مشکل بزرگ تقلب در رفاه، جرم و جنایت بالا و سیستم رأی‌گیری فاسد دارد. «چه جای زیبایی، اما در حال تخریب است».
امروز، «تزار مرزی» کاخ سفید، «تام هومن»، پایان مؤثر مأموریت را اعلام کرد و وعده داد که در هفته آینده «کاهش قابل توجه» خواهد داشت. هومن گفت: «من پیشنهاد داده‌ام و رئیس‌جمهور ترامپ موافقت کرده است که این عملیات افزایش نیرو به پایان برسد.» با این اعلامیه باید با شک و تردید برخورد شود. زمانی که ترامپ ماه گذشته فرمانده گشت مرزی، «گرگ بووینو» را برکنار کرد، دولت لحن خود را نرم‌تر کرد؛ اما حضور گسترده و پرقدرت خود را در مینیاپولیس حفظ کرد. اما ترامپ دلایل خوبی برای عقب‌نشینی دارد: این عملیات یک فاجعه سیاسی و اخلاقی بوده است. افسران دو شهروند آمریکایی را به ضرب گلوله کشتند و افکار عمومی علیه آن تغییر کرده است.
به سختی می‌توان گفت این مأموریت بر اساس شرایط ترامپ موفق بوده است. «تیم والز» همچنان فرماندار است، اگرچه برای انتخاب مجدد نامزد نشده است. ایالت از تحویل فهرست‌ رأی‌دهندگانی که وزارت دادگستری به عنوان شرط خروج تلاش کرده بود، خودداری کرده است.
مینیاپولیس در سال‌های اخیر شاهد کاهش قابل توجهی در جرم بوده است، اما می‌توان گفت این افزایش، در این زمینه بیشتر ضرر داشته تا فایده؛ همان‌طور که سناتور «ایمی کلوبوچار» ماه گذشته اشاره کرد، دو مورد از سه قتل ژانویه شهر توسط مأموران فدرال انجام شده است. در همین حال، دادستان فدرالی که بر تحقیقات کلاهبرداری رفاهی نظارت داشت، در اعتراض به تصمیمات دولت ترامپ استعفا داد (و اکنون نماینده خبرنگاری است که دولت او را به جرایم مشکوک متهم کرده است).