اخبار ویژه
افسر سابق MI6: آمریکا و اسرائیل
از هوشیاری مردم ایران شکست خوردند
دیپلمات سابق و عضو پیشین سرویس جاسوسی انگلیس تأکید کرد: ایران همزمان، هژمونی نظامی آمریکا-اسرائیل در خاورمیانه و هژمونی فناوری آنها (قطع استارلینک) را به چالش کشیده و بزرگترین غافلگیری را برای سیا و موساد به ارمغان آورد.
الستر کروک در گفتوگو با « host of dialogue works» اظهار کرد: دو فاز وجود داشت. فاز اول در ژوئن بود. اون موقع یک حمله غافلگیرکننده بود، چون ترامپ تازه اعلام کرده بود که مذاکره با ایران قراره شروع بشه. این یک فریب بود. در اون زمان، واحدهای کوچک مخفی وارد ایران شدن. اینها سلولهای کوچک بودن نه واحدهای بزرگ. مجهز به پهپادهای انتحاری و موشکهای ضد تانک بودن. هدفشون این بود که رادارهای هشدار اولیه ایران رو نابود کنن... بعد ماجرا به فاز دوم رفت: بعد از چند روز، اسرائیل از ترامپ خواست که موافقت کنه و آتشبس ترتیب بده، چون مثل هیچ وقت دیگهای مورد حمله قرار گرفته بودن و سیستمهای دفاع هواییشون ناکافی بودن برای حفاظت از اسرائیل در برابر حمله موشکی. دوره فعلی یک نوع حمله متفاوت بود. این بار ورود شورشیهای آموزشدیده به ایران بود. برخیشون در اردوگاههای آلبانی یا در کردستان عراق آموزش دیده بودن و برخیشون از سازمان مجاهدین خلق بودن که در اردوگاه آلبانی. و افراد دیگهای هم بودن. اینها سازمانیافته و هدایتشده بودن. بهشون گفته بودن کجا برن و چیکار کنن. اما راهنمای عملیاتشون فکر میکنم حداقل برای من کمی غیرمنتظره بود.
این کتاب راهنمای داعش برای ایجاد ترس مطلق و اختلال در جامعه با خشونت بیحد و حصر و وحشیگری بیمهار بود. این متن داعش در طول زمان استفاده شده. هدفش این بود که خشونت شدید باشه و حملهها به چیزهایی که انتظارش رو نداری: بانکها، مساجد، همه عناصر دولت و به ایرانیهای بیگناه هم به طور وحشیانه و واقعاً وحشیانه حمله کردن. تصاویری که من دیدم از برخی این حملات، همهش برای انتقال این پیام بود که بنای کامل دولت ایران در حال فروپاشی و سوختنه. ساختمان در حال آتیش گرفتنه، در حال فروپاشی بود و همه دارن ازش فرار میکنن و قرار بود در این موقعیت نتانیاهو و اسرائیلیها آمریکاییها رو قانع کنن که وارد بشن وقتی خانه در حال سوختنه و مردم دارن ازش فرار میکنن چون خطر حس کردن و ساختمان داره فرو میریزه. فکر میکردن کار آسونی خواهد بود. با یک عملیات نظامی کوچک وارد میشن، به شورشیها کمک میکنن و دولت فرو میپاشه و تموم میشه. ایران مثل سوریه بعد از رفتن اسد میشد.
از نظر من این هدفشون بود و شکست خورد. شکست خورد به دلایل متعددی، اما اولش این بود که ایران خیلی سریع واکنش نشون داد: تلفنهای بینالمللی رو قطع کرد، از اینترنت بینالمللی به شبکه داخلی رفت که فقط دولت و داخل ایران رو سرویس میداد. اما نکته کلیدی و غافلگیری بزرگ برای اسرائیلیها و سیا - چیزی که انتظارش رو نداشتن - قطع استارلینک بود. این یک غافلگیری بزرگ بود برای اسرائیلیها و آمریکاییها. چون استارلینک قرار بود ستون فقرات ارتباطی شورشیها باشه (هم برای هماهنگی، هم برای دریافت دستورات لحظهای، هم برای گرفتن دادههای هدفگیری از ماهوارهها). وقتی استارلینک قطع شد، کل شبکهشون فلج شد. سلولها جدا افتادن، نمیدونستن چیکار کنن، کجا برن، هدف بعدیشون چی باشه.
بعد از این، عملیات پاکسازی شروع شد. خیلی سریع و خیلی مؤثر. نیروهای امنیتی و بسیج و سپاه خیلی سریع وارد عمل شدن و سلولها رو یکی یکی جمع کردن. تعداد زیادی دستگیر شدن، برخیشون کشته شدن در درگیریها. اما نکته مهم این بود که ایران پیام قوی فرستاد که این یک حمله خارجی سازمانیافته بود، نه اعتراض مردمی واقعی.
هوشیاری جمعی در ایران یکی از نقاط قوت بزرگ ایرانه. مردم ایران تجربه زیادی دارن از این نوع عملیاتها. از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا جنگ تحمیلی، تا ترور دانشمندان هستهای، تا تحریمها - همه اینها باعث شده که مردم ایران خیلی حساس و هوشیار باشن نسبت به دخالت خارجی. وقتی دیدن که بانکها و آمبولانسها و مساجد رو آتیش میزنن، فهمیدن این کار مردم عادی نیست. این کار عوامل خارجی آموزشدیدهست. و جالب اینجاست که حتی در غرب هم، برخی تحلیلگران شروع کردن به گفتن که این عملیات شکست خورده. مثلاً در اسرائیل، روزنامهنگاران و تحلیلگران نظامی شروع کردن به انتقاد از نتانیاهو که چرا این عملیات رو اینقدر بد مدیریت کرد. حتی در آمریکا، برخی از محافل اطلاعاتی اعتراف کردن که این عملیات یکی از بدترین شکستهای اطلاعاتی- عملیاتی اخیرشون بوده.
آمریکا و غرب مجبور شدن استراتژیشون رو تغییر بدن. بعد از شکست این عملیات، برگشتن به فشار اقتصادی و دیپلماتیک. جانت یلن در مجمع جهانی اقتصاد دوباره تکرار کرد که ما تمام تلاشمون رو میکنیم تا اقتصاد ایران رو فلج کنیم. اما واقعیت اینه که ایران داره با سرعت زیادی خودش رو از دلار جدا میکنه. تجارت با چین و روسیه و هند و ترکیه همه بدون دلار انجام میشه. سیستمهای بانکی جایگزین دارن راه میافته. حتی در داخل، ایران داره سیستم پرداخت دیجیتال خودش رو گسترش میده که مستقل از سیستم سوئیفت باشه. از نظر نظامی هم، ایران موشکهای جدید و دقیقتر رو رونمایی کرد. پهپادهای پیشرفتهتر، موشکهای هایپرسونیک که اسرائیل و آمریکا رو واقعاً نگران کرده. اسرائیل حالا میدونه که اگر دوباره حمله کنه، پاسخ ایران خیلی سنگینتر از قبل خواهد بود.
محور مقاومت حالا خیلی قویتر و هماهنگتر از قبل شده. بعد از شکست عملیات اخیر در ایران، روحیهشون بالاتر رفته. حزبالله داره مرز شمالی اسرائیل رو تحت فشار نگه میداره. انصارالله یمن همچنان دریای سرخ رو کنترل میکنه و کشتیهای مرتبط با اسرائیل رو هدف میگیره. این همه با هم داره اسرائیل رو در یک موقعیت خیلی دشوار قرار میده. اسرائیل نمیتونه همزمان با همه این جبههها بجنگه. و مهمتر از همه، ایران حالا به عنوان یک قدرت بازدارنده واقعی ظاهر شده. حمله موشکی ایران به اسرائیل در اکتبر گذشته نشون داد که ایران میتونه بدون اینکه وارد جنگ تمامعیار بشه، ضربه مؤثری بزنه. این دقیقاً همون چیزیه که غرب رو دیوونه کرده: ایران نه تسلیم میشه، نه وارد جنگ تمامعیار میشه، اما همیشه یک قدم جلوتره.
ترامپ فکر میکنه میتونه با فشار حداکثری و تهدید جنگ، ایران رو پای میز مذاکره بیاره و یه توافق بهتر از برجام بگیره - چیزی که به نفع اسرائیل و آمریکا باشه. اما واقعیت اینه که ایران دیگه مثل سال ۲۰۱۵ نیست. ایران حالا بخشی از یک شبکه مقاومت منطقهای خیلی قوی شده. ایران میدونه که اگر تسلیم بشه، کل محور مقاومت ضعیف میشه. پس ایران شرطهای خودش رو داره: رفع کامل تحریمها، تضمین عدم خروج دوباره آمریکا از توافق، و به رسمیت شناختن حقوق هستهای صلحآمیز ایران.
ترامپ ممکنه بخواد با تهدید حمله نظامی فشار بیاره، اما این تهدید دیگه کار نمیکنه. بعد از حمله موشکی ایران به اسرائیل، همه میدونن که ایران واقعاً میتونه ضربه سنگینی بزنه. اسرائیل و آمریکا نمیتونن ریسک جنگ تمامعیار رو بپذیرن، چون اقتصادشون، ارتششون، و اعتبار جهانیشون دیگه کشش نداره.
عروسکهای خیمه شب بازی
دوباره به بازی گرفته شدند
همراهی میرحسین موسوی و مهدی کروبی با شبکه عملیات روانی ترامپ و نتانیاهو بار دیگر نشان داد که آنها صرفاً مهرههای پیادهای در اختیار نقشههای شکست خورده سیا و موساد و امآیسیکس بودهاند.
به دنبال شکست ترامپ و نتانیاهو در دو فاز جنگ 12 روزه و آشوبافکنی خیابانی و در حالی که ترامپ رأساً برای تهدید نظامی علیه ملت ایران به میدان آمده، بیانیههایی به نام موسوی و کروبی منتشر شده که موضعگیریهای گروهکهای ورشکستهای مثل سازمان منافقین و کومله و پژاک و سلطنتطلبان را تداعی میکند.
در هیچیک از این بیانیه، نه در محکومیت جنگ تحمیلی 12 روزه و نه فشار اقتصادی و آشوبافکنی دشمنان ملت ایران، کلمهای بیان نشده، بلکه ادامه جنگ روانی و رسانهای ناکام گروهکهایی است که خواستار بههم ریختن اقتدار و ثبات ایران در خدمت نقشههای آمریکا و اسرائیل بودند.
موسوی، که دوباره از «ملت ایران دم میزند، همان دیکتاتوری است که رأی اکثریت ملت ایران را در انتخابات 1388 به بهای تبعیت از پروژه آمریکا و اسرائیل زیر پا گذاشت، و در کنار عناصر ضد دین بهائیت و منافقین ایستاد که به مساجد و حسینیهها حمله کردند. موسوی آن زمان از حرمتشکنان به عنوان مردم خداجو یاد کرد اما پس از اینکه انزجار ملت ایران را در حماسه 9 دی دید، ادعا کرد عناصر هتاک، برانگیختههای نهادهای امنیتی بودند. با این وجود، و در پی جنایات مزدوران سیا و موساد در حمله به مساجد و حسینیهها و پرچم ملی و اموال عمومی و خودروها و مغازههای مردم در فتنه اخیر، موسوی مجدداً از این اشرار و تروریستهای اجارهای به عنوان مردم یاد کرده است!
کروبی هم در حالی مدعی رفراندوم شده که در انتخابات 88، با سیصد هزار رأی مدعی شده بود برنده انتخابات است و در حق او تقلب شده است! در آن انتخابات موسوی 13 میلیون و احمدینژاد 5/24 میلیون رأی کسب کرده بودند.
سیاق بیانیه منتشره به نام کروبی هم نشان میدهد که هر دو بیانیه از یک مرکز واحد دیکته شده و تنها دو امضای مجزا زیر پای آنها گذاشته شده است.
بازی اخیر سران فتنه در زمین سرویسهای جاسوسی متخاصم آن هم همزمان با تهدیدهای از سر درماندگی ترامپ، بار دیگر ثابت میکند که معرکهگیری عناصر فتنهگر در سال 1388 نه به خاطر انتخابات و ادعای تقلب، بلکه در راستای مأموریت محوله به این عناصر بیاختیار و گروگان گرفته شده بوده است.
گفتنی است همزمان با این دو بیانیه، بیانیهای هم به اسم جبهه اصلاحات منتشر شده که به جای عذرخواهی از نقش منسوبان این طیف در ایجاد گرفتاریهای معیشتی بر مردم ظرف دهه گذشته، ادعا شده کشور باید تغییر پارادایم بدهد؛ یعنی همان عقده ناکام استعمارگران آمریکایی و انگلیسی پس از انقلاب اسلامی.
مدیریت شما عین خسارت بود
آقای روحانی!
آقای روحانی رئیسجمهور اسبق میگوید اغتشاشگران تربیتشدههای ما هستند و باید بررسی کنیم که چرا اینگونه تربیت شدهاند. او همچنین میگوید میشد تنش با آمریکا را مدیریت کرد تا به جنگ 12روزه منتهی نشود.
روحانی در دیدار جمعی از مدیران دولتهای یازدهم و دوازدهم گفت:
«- اینکه آقای ترامپ افکارش چگونه است یا نتانیاهو چگونه است، دلیل نمیشود. مگر در سال ۹۷ و ۹۸ همین نتانیاهو و ترامپ نبودند؟ ما در ۹۸ سهبار رفتیم تا مرز جنگ. اگر تلاش نمیشد شاید وارد یک جنگ ناخواسته میشدیم. متأسفانه در سال جاری وارد شرایطی شدیم که به جمهوری اسلامی ایران حمله شد. این را باید آسیبشناسی کنیم، نه اینکه فقط بگوییم دیوانگی کردند. مگر همینها نبودند قبلاً؟! ما ۴ سال ترامپ اول را از سر گذراندیم، با مشکلات فراوان. به هر حال، یک جوری تخاصم را مدیریت کردیم. اگر هم با کشوری تخاصم داریم، این تخاصم را باید مدیریت کرد. نباید بگوییم که هیچ راهی برای کاهش تنش وجود ندارد.
- ما بعد از جنگ ۱۲روزه در یک امر مهم به ملت ایران بدهکار شدیم و باید پاسخ میدادیم. پاسخ به این نیست که بیاییم زبانی تشکر کنیم. مردم در دهه ۷۰، در دهه ۸۰، در دهه ۹۰ همواره مطالبات و درخواستهایی داشتند. این یک نارضایتی و اعتراضی است که به صورت مزمن باقیمانده و مردم را به اینجا رسانده است.
- مردم که از روز اول به خیابان نمیآیند داد بزنند. مسیرهای دیگری را قبلاً طی میکنند. وقتی نگران میشوند، از همان موقع حاکمیت باید رفع نگرانی کند، قبل از اینکه به خیابان بیایند.
- اگر در خیابان عدهای خشونت کردند، چه کسانی هستند؟ در فضای جمهوری اسلامی، پای این صداوسیما، در مدارس و دانشگاه خودمان بزرگ شدند. پای منبرهای خودمان.
- مردم یکسری درخواستهایی دارند و نیاز هست که با یک اصلاح بزرگ به مردم پاسخ بدهیم، نه با اصلاح کوچک. با یک تغییر بزرگ و نه تغییرات جزئی. البته معیشت اصل است و باید حل کنیم، خیلی هم مهم است. امنیت مردم بسیار مهم است، اما رضایت مردم چیز دیگری است.
- بعد از ۴۷ سال انقلاب، اگر یک نفر امروز در جمهوری اسلامی ایران امیدش به بیگانه باشد، ما باید شب از ناراحتی و غصه آن نتوانیم بخوابیم؛ حتی یک نفر، حالا آن یک نفر را هرچه شما میخواهید اسمش را بگذارید، این خوب است برای ما؟ اینها همه تربیتشده در جمهوری اسلامی هستند، چرا گذاشتیم جوان به این روز برسد؟
- ما در برابر قدرت بیگانه، با وحدت میتوانیم بایستیم و این فقط به این است که در برابر مردم تسلیم باشیم. دست برداریم از لجبازی. لجبازی جواب نمیدهد».
درباره این سخنان گفتنی است که مشکل اساسی آقای روحانی در ضعف حافظه و علاقه وافر وی به فراموشی واقعیتها و ارائه روایتهای تحریف شده است. اولا مدیریت هشتساله وی و برخی مدیرانش، علت عمده در بیاعتماد کردن و ناراضی کردن مردم است، چنان که طبق نظرسنجیهای دولتی، محبوبیت وی در سالهای پایانی ریاستش، به زیر 6درصد رسیده بود. خلافگویی، وعدههای دروغین و نشاندادن سراب به عنوان راهحل، منفی کردن رشد اقتصادی در معدل هشتساله، تحمیل رکورد تورمی 45درصدی، تعطیلی هشتهزار کارخانه، و تزریق حس ناتوانی و فشلی، شبیخون بنزینی در سال 98 و جرئت دادن به دشمن برای ترور سردار سلیمانی پس از آن فتنه بنزینی، غرقکردن مردم در بحران کرونا با دروغ «واکسن، سوهان قم نیست و بدون برجام و FATF نمیتوانیم واکسن وارد کنیم» و گذاشتن روزانه 700 قربانی کرونا روی دست مردم، تنها گوشهای از کارنامه نکبتبار کسی است که اکنون به موازات گستاخی دشمنان شرور و سرشکسته ملت ایران، ادای مدیران دارای نبوغ و درایت را در میآورد!
او در حالی از مدیریت بحران و تنش میگوید که هم برنامه هستهای و پیشرفتهای اقتصادی و توسعهای را بر باد داد، هم کشور را تا لبه آشوب و جنگ پیش برد و هزینههای امنیتی بزرگی را به کشور تحمیل کرد و هم دولت را با خزانه خالی (ناتوان از پرداخت حقوق کارکنان در مرداد 1400) تحویل شهید رئیسی داد. ضمنا زمانی اذعان کرد که طرف غربی، دیکتهنویسیهای شخص وی را بدلی از جنگ پر هزینه و بیسرانجام یافته بودند!
آقای روحانی، در عین حال میداند دولت فعلی براساس نسخه معیوب مدعیان اعتدال و اصلاحات، در حال مدیریت تنش و مذاکرات با ترامپ بود که مورد خیانت و حمله قرار گرفت. علت هم در ادبیات معیوب نسخهنویسان (ناچارنمایی کشور به مذاکره و حواله حل مشکلات اقتصادی به مذاکره با ترامپ) بود.اما اعتراض و اغتشاش. اعتراض اقتصادی، معلول رویکرد بیعملی و امید واهی به توافق در دهه گذشته است که کشور را از چهرهجویی مستقل و رشد اقتصادی باز داشت. اما اغتشاشگران، از ابتدا مامور بودند به بهانه اعتراض، به کام آشوب و ویرانی ببرند. آنها برانگیختگان دولتهای غربی بودند که از سوی مدعیان اعتدال و اصلاحات به عنوان طرف شراکت و تعامل جا زده میشدند. و البته در برابر عظمت ملتی که در 22 دیماه به خیابان آمدند و آرزوهای ترامپ و نتانیاهو را زیر پا گذاشتند، عددی محسوب نمیشوند. با این همه، آقای روحانی دانسته یا ندانسته، اغتشاشگران و اشرار را با ملت بزرگ ایران خلط میکند و با ادبیات غلط وی، احتمالا باید حضرت نوح را به خاطر انحراف پسرش یا حضرت موسی و عیسی و پیامبر عظیمالشان اسلام (صلواتاللهعلیهماجمعین) را به خاطر عدم هدایت برخی مردم روزگارشان، سرزنش کرد! در عین حال، امثال روحانی و برخی مدعیان اعتدال و اصلاحات، متهم اول ناراضی کردن و ناامید کردن مردم بودهاند و در این موضوع باید پاسخگو باشند، نه طلبکار.