جمعه ۱۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۱۹:۵۰
کد خبر: ۱۷۹۹۶۴
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۸ - ۲۳:۰۳
 
  هفت ماه عملیات فریب برای کشیدن و چکاندن ماشه
انگلیس و فرانسه و آلمان امروز از فعال شدن مكانیزم ماشه در توافق برجام خبر دادند! آنها برحسب ظاهر، به مکانیسم «سازوکار حل اختلافات» در بند‌های ۳۶ و ۳۷ برجام استناد می‌کنند و طی دوماه، پرونده را برای بازگشت تحریم‌ها (بدون امکان وتوی روسیه و چین) به شورای امنیت ارجاع می‌دهند. احتمالا 38 روز مانده به انتخابات مهم مجلس، قرار است این تهدید بر فضای سیاسی داخل ایران و تلقی افکار عمومی اثر بگذارد.
از همان ابتدا، یک ایراد منتقدان به برجام، همین مکانیسم شکایتی بود که وزارت خارجه به عنوان نقطه قوت و امتیاز یاد می‌کرد. اما متاسفانه در عمل دیدیم قادر به شکایت موثر نیستند و نگرانند که در صورت شکایت جدی، به ضرر خودش تمام شود و تحریم‌ها به شکل اتوماتیک بازگردد.
در ایام بررسی برجام در کمیسیون ویژه مجلس، یکی از اصلی‌ترین نقدهای منتقدین دلسوز این بود که طبق مکانیزم حل اختلاف توافق هسته‌ای- بند 36 و 37-  اگر آمریکا یا هر کشور دیگری به تعهداتش عمل نکند، ایران حتی نمی‌تواند نسبت به این مسئله شکایت کند چون نهایتا تحریم‌ها علیه خود ایران برمی‌گردد اما تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای این مسئله را رد می‌کرد و در تریبون‌های مختلف با اعتماد به نفس کامل به تمجید از مکانیزم حل اختلاف موجود در برجام می‌پرداخت.
به عنوان نمونه می‌توان به اظهارات عباس عراقچی ‌اشاره کرد که در برنامه جهان‌آرا گفت: «در بند 36 اگر ادعا کنیم طرف مقابل نقض تعهدات کرده، مکانیسمی وجود دارد که کمیسیون مشترک را در سطح معاونین و در قدم بعدی در سطح وزرا فعال می‌کنیم و اگر قانع نشدیم دوباره برنامه‌مان را فعال می‌کنیم. به همین آسانی! در صورتی که طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند، ناظر و مجری خودمان هستیم»
محمدجواد ظریف هم گفته بود: «من برخلاف خیلی‌های دیگر اطمینان دارم که بحث بازگشت‌پذیری، بزرگ‌ترین تضمین اجرای برجام است. چرا که این بند با دیدگاه کاملاً بی‌اعتمادانه نوشته ‌شده است. نکته جالب اینجاست که وزنه بازگشت‌پذیری به نفع ماست، چرا که بازگشت‌پذیری برجام برای ما فقط منوط به تصمیم خودمان است. اینکه می‌بینید برجام اجازه می‌دهد که ایران هر زمان که خواست می‌تواند به شرایط گذشته بازگردد اما طرف مقابل باید روندی را طی بکند تا به شرایط گذشته بازگردد به این دلیل است که طرف مقابل برای بازگرداندن آنچه سرمایه خود می‌دانست، یعنی تحریم‌ها، نیاز به یک روند دارد. اما برای ما چنین روندی لازم نیست، ما کافی است تصمیم داخلی بگیریم و برگردیم به شرایط قبل. ایران در بازگشت‌پذیری برجام مزیت دارد و نه مشکل.»
اما گذشت زمان نشان داد که صحبت‌های وزیر خارجه و معاونش کمترین شباهتی به واقعیت ندارد و تکرار افسانه‌های قدیمی است چراکه آمریکا نه‌تنها برجام را نقض و تحریم‌ها را بیشتر کرد بلکه درنهایت به‌راحتی آب خوردن هم از آن خارج شد!
غرب این پاشنه آشیل را می‌شناسد و به واسطه آن، چند ماه است تهدید می‌کند. اکنون به‌جای اینکه ما شاکی بدعهدی آمریکا و اروپا باشیم، آنها طلبکاری می‌کنند. دولت آخرین بار و به عنوان گام پنجم کاهش تعهدات برجامی، صرفا یک کار نمادین کرد، بی‌آنکه عملا قدمی بردارد.
 با این وجود، اروپا و آمریکا نگران تاثیر منفی عبرت‌های برجام بر انتخابات ایران هستند. آنها همچنین شهادت مظلومانه سردار سلیمانی و حماسه باشکوه تشییع در کنار انتقام موشکی را تقویت‌کننده این روند می‌دانند و بنابراین، بی‌آنکه روند یکطرفه برجام را به‌هم بزنند، دست به ارعاب زده‌اند.
اما این وسط، یک حقیقت تلخ وجود دارد. دولت، هفت هشت ماه اخیر را با خیال وساطت فرانسه و سپس ژاپن سپری کرد و عوام و خواص را سرگرم هیجانی دروغ کرد که کانال اینستکس به کجا می‌رسد، فرانسه برای بازگرداندن آمریکا به توافق چگونه عرق می‌ریزد، ژاپن قرار است چه کاری بکند و یا سوئیس و عمان و پاکستان چه می‌کنند؟
این دوره دقیقا دوره‌ای بود که آمریکا (فروردین ماه) سپاه پاسداران را تروریستی اعلام کرد و در فهرست تحریم‌ها گذاشت؛ و سپس، در دی ماه، ماشه ترور سردار حاج قاسم سلیمانی را چکاند. آمریکایی‌ها می‌گویند هفت ماه زمان برای این کار صرف کردند. و دیدیم که هر سه دولت اروپایی، تمام‌قد از این جنایت تروریستی حمایت کردند.
آمریکا و صهیونیست‌ها گفتند در همین چند هفته گذشته دنبال ترور سردار حاجی‌زاده و عبدالرضا شهلایی هم بوده‌اند که نافرجام مانده است.
در همین دوره، دولت و برخی رسانه‌ها در حال بزک FATF بودند و حال آنکه غرب در تدارک اقدام تروریستی بود. تلقی یا تلقین دولت و وزارت خارجه در این دوره، مصداق همان است که حافظ گفت «شیوه چشمش فریب جنگ داشت- خود غلط کردیم و صلح انگاشتیم.»
آیا زمان آن نرسیده تا کمیته‌ای قضایی- امنیتی به بررسی ابعاد و خسارات این خطای بزرگ انسانی بپردازد؟ چرا همزمان با رویکرد ستیزه‌جویانه دشمن، به‌جای آماده‌سازی کشور، آدرس گمراه‌کننده «صلح و سازش» به مردم داده می‌شد؟

هدف از اغتشاش چه بود؟ مقام آمریکایی فاش کرد
تجمعات چند ده نفره عناصر ضد انقلاب که قصد داشتند ناراحتی مردم برای قربانیان حادثه سرنگونی هواپیمای مسافربری را مصادره به مطلوب کنند، چه اهمیتی برای آمریکا دارد و هدف آنها از ترتیب دادن این نمایش چیست؟
مشاور امنیت ملی آمریکا پاسخ این پرسش را در قالب بازگویی آرزوهای خود داد. اوبراین در گفت‌وگو با فاکس‌نیوز اظهار داشت: تحریم‌ها و اعتراضات اخیر مردم(!؟) ایران را مجبور به بازگشت به میز مذاکرات می‌کند.
وی افزود: هر چند ایران همچنان به رفتارهای خصمانه خود ادامه می‌دهد اما دولت ترامپ اقتصاد آنان را فلج کرده است.
مشاور امنیت ملی آمریکا گفت: من فکر می‌کنم کمپین فشار حداکثری ترامپ در حال کار کردن است و ایران برای رهایی چاره‌ای جز بازگشت به میز مذاکرات ندارد.
اوبراین همچنین گفت: آنچه باعث مذاکره آن‌ها خواهد شد، فشار بر اقتصاد است و وقتی کسانی با حضور در خیابان‌ها شعارهایی ضد رژیم سر می‌دهند به این معنا است که فشار حداکثری پاسخ مثبت داده است.(!)
در همین حال جونیور فرزند ارشد ترامپ ضمن ذوق‌زدگی و انتشار چند تصویر مربوط به حمله چند نفر از اوباش و پادوهای ضد انقلاب به تصاویر شهید سلیمانی در توییتر نوشت: به نظر می‌رسد این تصاویر و متفاوت از داستان‌هایی است که بارها و بارها در رسانه‌ها دیده و شنیده‌ایم که مردم ایران چگونه او (سلیمانی) را دوست دارند.
این فضاسازی‌های آرزواندیشانه و مستند به خباثت چند نفر مزدور وطن‌فروش، در حالی است که ملت بزرگ ایران در مراسم عظیم تشییع حاج قاسم سلیمانی، جواب بسیاری از یاوه‌گویی‌های دشمنان را داد و معرکه‌گیری چند وطن‌فروش در حمله و اهانت به شهید حاج قاسم سلیمانی، چیزی از ضربه بزرگی که ملت ایران و آن شهید والامقام به دشمن زدند، نمی‌کاهد.
این نکته هم گفتنی است که ملت ایران آخرین بار، ماهیت مذاکره و توافق با شیطان بزرگ را در ماجرای برجام تجربه کرد: واگذاری امتیازات متعدد، دریافت مشتی وعده نسیه،‌ و سرانجام زیرپا گذاشتن کل توافق از سوی غرب و اصرار به ادامه تعهدات از سوی ایران!!

دغلبازی به شیوه انگلیس هم حفظ برجام و هم نابودی آن؟
فریبکاری آمیخته با بلاهت، در اظهارات مقامات انگلیسی موج می‌زند.
انگلیس و فرانسه و آلمان دیروز بیانیه‌ای صادر کردند مبنی بر این که مکانیسم ماشه را در برجام فعال کرده‌اند. این سه کشور مدعی شدند هدف از این کار، حفظ برجام و پایبند کردن ایران به اجرای تعهدات برجامی خود است.
این ادعا در حالی است که اروپایی‌ها نزدیک 20 ماه است حداقل تعهدات خود در برجام را انجام نمی‌دهند. اما اتفاق مضحک‌تر این است که نخست‌وزیر انگلیس همزمان با ادعای سه جانبه درباره تلاش برای حفظ برجام، گفت طرح ترامپ می‌تواند «جایگزین برجام» شود!
بوریس جانسون در گفت‌وگو با BBC اظهار داشت: طرح دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا درباره برنامه اتمی ایران می‌تواند جایگزین توافق هسته‌ای برجام شود.
جانسون اجرای طرح ترامپ را «قدم بزرگی رو به جلو» خواند و گفته اگر بخواهیم برجام را از بین ببریم باید جایگزینی برای آن داشته باشیم.
وی گفت: مشکل برجام این است که از نگاه آمریکا این توافق منقضی می‌شود و دیگر این که این توافق در دولت باراک اوباما به دست آمده است.
یادآور می‌شود انگلیس نه تنها در دوره اجرای برجام هم در مقابل مبادلات مالی و بانکی ایران کارشکنی می‌کرد، بلکه پس از خروج آمریکا، اقدام به راهزنی دریایی و توقف نفتکش حامل نفت ایران در تنگه جبل‌الطارق کرد اما پس از قدرت‌نمایی ایران در توقیف نفت‌کش انگلیسی که تحقیر بی‌سابقه امپراتوری سابق بود، مجبور به آزادسازی نفتکش حامل نفت ایران شد.

هماهنگی پنهان اروپا و آمریکا بطلان 20 ماه آزاداندیشی دولت
در حالی که دولت روحانی طی 20 ماه گذشته بر القای اختلاف میان اروپا و آمریکا اصرار داشت، یک کارشناس اقتصادی گفت: فعال کردن مکانیسم ماشه، نشان‌دهنده هماهنگی پنهان اروپا و ترامپ است.
جمشید عدالتیان در گفت‌وگو با ایلنا در مورد بیانیه اخیر سه کشور انگلستان، فرانسه و آلمان علیه ایران در مورد فعال شدن مکانیسم حل اختلاف در برجام (ماشه) گفت: بر اساس این سیاست در صورت بروز اختلاف، پرونده ایران به شورای امنیت می‌رود و به صورت اتوماتیک تحریم‌های قبلی علیه ایران وضع می‌شود.
استاد اقتصاد بین‌الملل یادآور شد: وقتی این سه کشور در جلسه‌ای با ترامپ بودند، ترامپ به آنها گفته بود که با تدوین یک معاهده جدید می‌توان امتیازاتی از ایران گرفت که به نفع ما و شما باشد. در واقع یک هماهنگی پنهان و ناگفته‌ای بین این سه کشور و آقای ترامپ وجود داشت و به نظر می‌رسد به نوعی در این یک و نیم
سال گذشته با ایران بازی می‌کردند.


نام:
ایمیل:
* نظر: