kayhan.ir

کد خبر: ۱۳۸۰۰۷
تاریخ انتشار : ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۹:۴۸

این پیام منشور سیاست خارجی جمهوری اسلامی است


 
 ‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏
علیرغم گذشت یک سال از کشتار فجیع و بی‌رحمانۀ حجاج بی‌دفاع و زائران مؤمن‏‎ ‎‏و موحّد به وسیلۀ نوکران آمریکا و سفاکان آل‌سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت‏‎ ‎‏و حیرتند. آل‌سعود با کشتن میهمانان خدا و به خاک و خون کشیدن بهترین بندگان حق نه‏‎ ‎‏تنها حرم را، که جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را‏‎ ‎‏عزادار ساخت. ‏
بالاخره در تاریخ اسلام می‌بایست آن شمشیر کفر و نفاقی که‏ در لباس دروغین اِحرام یزیدیان و جیره خواران بنی امیه ـ علیهم لعنهًْ الله ـ برای نابودی و‏‎ ‎‏قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنی حضرت ابی عبدالله الحسین ـ علیه‌السلام ـ‏‎ ‎‏و یاوران باوفای او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان میراث‌خواران بنی‌سفیان به‏‎ ‎‏درآید و گلوی پاک و مطهر یاوران حسین ـ علیه‌السلام ـ را در آن هوای گرم، در کربلای‏‎ ‎‏حجاز و در قتلگاه حَرَم، پاره کند؛ و همان اتهاماتی را که یزیدیان به فرزندان راستین‏‎ ‎‏اسلام زدند و آنان را «خارجی» و «ملحد» و «مشرک» و «مَهدورالدم» معرفی کردند،‏‎ ‎‏درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند؛ که ان شاءالله ما اندوه دلمان را در وقت‏‎ ‎‏مناسب با انتقام از آمریکا و آل‌سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت‏‎ ‎‏این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفر و‏‎ ‎‏نفاق و آزادی کعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد.‏
 آنچه زائران عزیز باید بدانند اینکه آمریکا و آل‌سعود حادثۀ مکه را یک مبارزۀ‏‎ ‎‏فرقه‌ای و نزاع قدرت میان شیعه و سنی ترسیم نموده؛ و ایران و رهبران آن را به عنوان‏‎ ‎‏کسانی که هوس رسیدن به یک امپراتوری بزرگ را در سر می‌پرورانند معرفی می‌کنند تا‏‎ ‎‏بسیاری از کسانی که از مسیر حوادث سیاسی جهان اسلام و نقشه‌های شوم جهانخواران‏‎ ‎‏بیخبرند تصور کنند که فریاد برائت ما از مشرکین و مبارزۀ ما برای کسب آزادی ملت‌ها در‏‎ ‎‏مسیر کسب قدرت سیاسی‌مان و گسترش قلمرو جغرافیای حکومت اسلامی است. البته‏‎ ‎‏برای ما و همۀ اندیشمندان و محققانی که از نیات پلید تشکیلات آل‌سعود باخبرند جای‏‎ ‎‏تعجب نیست که به ایران و حکومتی که از بدو پیروزی تا به حال فریاد وحدت مسلمین را‏‎ ‎‏سر داده است و در همۀ حوادث جهانِ اسلام خود را شریک غم و شادی مسلمانان‏‎ ‎‏می‌داند تهمت افتراق و جدایی مسلمانان را بزنند؛ و یا بالاتر از آن، زائرانی را که به عشق‏‎ ‎‏زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهی به حجاز رفته‌اند به لشکرکشی و تشکل برای تصرف‏ ‎‏کعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینۀ پیامبر متهم نمایند!...
واقعیت این است که دوَل استکباری شرق و غرب و خصوصاً آمریکا و شوروی،‏‎ ‎‏عملاً جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینۀ سیاسی تقسیم کرده‌اند. در بخش آزاد جهان،‏‎ ‎‏این ابرقدرت‌ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی‌شناسند و تجاوز به منافع دیگران و‏‎ ‎‏استعمار و استثمار و بردگی ملت‌ها را امری ضروری و کاملاً توجیه شده و منطقی و منطبق با‏‎ ‎‏همۀ اصول و موازین خود ساخته و بین‌المللی می‌دانند. اما در بخش قرنطینۀ سیاسی که‏‎ ‎‏متأسفانه اکثر ملل ضعیف عالَم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زندانی شده‌اند،‏‎ ‎‏هیچ حق حیات و اظهار نظری وجود ندارد؛ همۀ قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین‏‎ ‎‏دیکته شده و دلخواه نظامهای دست نشاندگان و در برگیرندۀ منافع مستکبران خواهد بود.‏.. ‎‏
 حکومت آل‌سعود مسئولیت کنترل زائران خانۀ خدا را به عهده گرفته است. و‏‎ ‎‏اینجاست که با اطمینان می‌گوییم که حادثۀ مکه جدای از سیاست اصولی جهانخواران در‏‎ ‎‏قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشرکین تصمیم بر آزادیِ انرژی‏‎ ‎‏متراکم جهان اسلام داشته و داریم. و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن‏‎ ‎‏روزی این کار صورت خواهد گرفت. و ان شاءالله روزی همۀ مسلمانان و دردمندان علیه‏‎ ‎‏ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات کنند که ابرقدرت‌ها و نوکران و جیره خوارانشان از‏‎ ‎‏منفورترین موجودات جهان هستند.‏
مراکز وهابیت در جهان به کانون‌های فتنه و جاسوسی مبدل شده‌اند
‏‏ مگر مسلمانان نمی‌بینند که امروز مراکز‏‎ ‎‏وهابیت در جهان به کانونهای فتنه و جاسوسی مبدل شده‌اند، که از یک طرف اسلام‏‎ ‎‏اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملاّهای کثیف درباری، اسلام مقدس نماهای بی‌شعور‏‎ ‎‏حوزه‌های علمی و دانشگاهی، اسلام ذلت و نکبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و‏‎ ‎‏سازش و اسارت، اسلام حاکمیت سرمایه و سرمایه‌داران بر مظلومین و پابرهنه‌ها، و در‏‎ ‎‏یک کلمه «اسلام آمریکایی» را ترویج می‌کنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور‏ ‎‏خویش، آمریکای جهانخوار، می‌گذارند. ‏مسلمانان نمی‌دانند این درد را به کجا ببرند که آل‌سعود و «خادم الحرمین» به اسرائیل‏‎ ‎‏اطمینان می‌دهد که ما اسلحۀ خودمان را علیه شما به کار نمی‌بریم! و برای اثبات حرف‏‎ ‎‏خود با ایران قطع رابطه می‌کنند. واقعاً چقدر باید رابطۀ سران کشورهای اسلامی با‏‎ ‎‏صهیونیستها گرم و صمیمی‌شود تا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی مبارزۀ صوری و‏‎ ‎‏ظاهری هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جو‏‎ ‎‏غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یک چنین معاملۀ کثیف سیاسی و‏‎ ‎‏خودفروشی و وطن فروشی نمی‌شدند. ‏
واقعیت و حقیقت سیاست خارجی جمهوری اسلامی
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌الملل اسلامی‌مان بارها‏‎ ‎‏اعلام نموده ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطۀ جهانخواران‏‎ ‎‏بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل‏‎ ‎‏امپراتوری بزرگ می‌گذارند، از آن باکی نداریم و استقبال می‌کنیم. ما درصدد‏‎ ‎‏خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیزم، سرمایه‌داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما‏‎ ‎‏تصمیم گرفته ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایی را که بر این سه پایه استوار‏‎ ‎‏گردیده‌اند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسول‌الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را در جهان‏‎ ‎‏استکبار ترویج‌نماییم. و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود.
ما با تمام وجود‏ ‎‏از گسترش باج‌خواهی و مصونیت کارگزاران آمریکایی، حتی اگر با مبارزۀ قهرآمیز هم‏‎ ‎‏شده باشد، جلوگیری می‌کنیم. ان شاءالله ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج، این منبر‏‎ ‎‏بزرگی که بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همۀ عالم منعکس سازد و‏‎ ‎‏آوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با آمریکا و شوروی و کفر و شرک نواخته‏‎ ‎‏شود. و از خدا می‌خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبۀ مسلمین، که‏‎ ‎‏از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم. ‏
مسلمانان تمامی کشورهای جهان، از آنجا که شما در سلطۀ بیگانگان گرفتار مرگ‏‎ ‎‏تدریجی شده‌اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه کنید؛ و از وجود جوانان پرشور و‏‎ ‎‏شهادت طلبی که حاضرند خطوط جبهۀ کفر را بشکنند استفاده‌نمایید. به فکر نگه داشتن‏‎ ‎‏وضع موجود نباشید؛ بلکه به فکر فرار از اسارت و رهایی از بردگی و یورش به دشمنان‏‎ ‎‏اسلام باشید؛ که عزت و حیات در سایۀ مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و‏‎ ‎‏پس از آن، تصمیم بر اینکه سیادت کفر و شرک جهانی، خصوصاً آمریکا را بر خود حرام‏‎ ‎‏کنید.... ما‏‎ ‎‏مظلومین همیشۀ تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیراز خدا کسی را نداریم. و اگر هزار‏‎ ‎‏بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمی‌داریم. ‏
راهی جز مبارزه نمانده است
... مسلمانان باید بدانند تا‏‎ ‎‏زمانی که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان‏‎ ‎‏مقدّم می‌شود؛ و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانۀ حفظ منافع خود حادثه‌ای را به‏‎ ‎‏وجود می‌آورند. راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل‏‎ ‎‏نکنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اکنون‏‎ ‎‏اگر آمریکا یک کشور اسلامی را به بهانۀ حفظ منافع خویش با خاک یکسان کند، چه‏‎ ‎‏کسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان‏‎ ‎‏ابرقدرت‌ها و خصوصاً آمریکا را شکست، و الزاماً یکی از دو راه را انتخاب نمود: یا‏‎ ‎‏شهادت. یا پیروزی. که در مکتب ما هر دوی آنها پیروزی است.
... چه بسا افراد ساده دلی تصور می‌کردند که دنیای به اصطلاح متمدن‏‎ ‎‏جهانخواران نه تنها تاب تحمل اینگونه مسائل سیاسی را خواهد داشت، که به مخالفان‏‎ ‎‏خود حتی بیش از این هم اجازۀ حیات و تظاهرات و راهپیمایی خواهند داد. و دلیل این‏‎ ‎‏مدعا اجازۀ راهپیمایی‌هایی است که در کشورهای به اصطلاح آزاد غرب داده می‌شود.‏‎ ‎‏ولی این مسئله باید روشن باشد که آنگونه راهپیمایی‌ها هیچ‌گونه ضرری برای ابرقدرت‌ها و‏‎ ‎‏قدرت‌ها ندارد. راهپیمایی مکه و مدینه است که بسته شدن شیرهای نفت عربستان را به‏‎ ‎‏دنبال دارد. راهپیمایی‌های برائت در مکه و مدینه است که به نابودی سرسپردگان شوروی‏‎ ‎‏و آمریکا ختم می‌شود. و درست به همین جهت است که با کشتار دسته جمعی زنان و‏‎ ‎‏مردان آزاده از آن جلوگیری می‌شود، و در پناه همین برائت از مشرکین است که حتی‏‎ ‎‏ساده دلان می‌فهمند که نباید سر بر آستان شوروی و آمریکا نهاد. ‏
امروز جنگ حق و باطل
 جنگ فقر و غنا و...شروع شده است
‏‏... ‎‏امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ‏‎ ‎‏پابرهنه‌ها و مرفهین بی‌درد شروع شده است. و من دست و بازوی همۀ عزیزانی که در‏‎ ‎‏سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‌اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت‏‎ ‎‏مسلمین را نموده‌اند می‌بوسم؛ و سلام و درودهای خالصانۀ خود را به همۀ غنچه های‏‎ ‎‏آزادی و کمال نثار می‌کنم. و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض می‌کنم: خداوند آثار‏‎ ‎‏و برکات معنویت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما کانون‏‎ ‎‏حمایت از محرومان شده است و شرارۀ کینۀ انقلابی‌تان جهانخواران چپ و راست را به‏‎ ‎‏وحشت انداخته است.
البته همه می‌دانیم که کشور ما در حال جنگ و انقلاب سختیها و‏‎ ‎‏مشکلاتی را تحمل کرده و کسی مدعی آن نیست که طبقات محروم و ضعیف و‏‎ ‎‏کم درآمد و خصوصاً اقشار کارمند و اداری، در تنگنای مسائل اقتصادی نیستند؛ ولی آن‏‎ ‎‏چیزی که همۀ مردم ما فراتر از آن را فکر می‌کنند مسئلۀ حفظ اسلام و اصول انقلاب‏‎ ‎‏است. مردم ایران ثابت کرده‌اند که تحمل گرسنگی و تشنگی را دارند، ولی تحمل‏ شکست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه‏‎ ‎‏در مقابل شدیدترین حملات تمامی جهان کفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت کرده‏‎ ‎‏است که در اینجا مجال ذکر همۀ آنها نیست.‏
مبارزه با رفاه‌طلبی سازگار نیست
ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند، به خوبی‏‎ ‎‏دریافته‌اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست؛ و آنها که تصور می‌کنند مبارزه در راه‏‎ ‎‏استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه‌داری و رفاه طلبی منافات ندارد‏‎ ‎‏با الفبای مبارزه بیگانه‌اند. و آنهایی هم که تصور می‌کنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‌درد با‏‎ ‎‏نصیحت و پند و اندرز متنبه می‌شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته و یا به آنان کمک‏‎ ‎‏می‌کنند آب در هاون می‌کوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت طلبی،‏‎ ‎‏بحث دنیاخواهی و آخرت جویی دو مقوله‌ای است که هرگز با هم جمع نمی‌شوند. و تنها‏‎ ‎‏آنهایی تا آخر خط با ما هستند که درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند.
فقرا‏‎ ‎‏و متدینین بی‌بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلابها هستند. ما باید تمام‏ ‎‏تلاشمان را بنماییم تا به هر صورتی که ممکن است خط اصولی دفاع از مستضعفین را‏‎ ‎‏حفظ کنیم. مسئولین نظام ایرانِ انقلابی باید بدانند که عده‌ای از خدا بیخبر برای از بین‏‎ ‎‏بردن انقلاب هر کس را که بخواهد برای فقرا و مستمندان کار کند و راه اسلام و انقلاب را‏‎ ‎‏بپیماید فوراً او را «کمونیست» و «التقاطی» می‌خوانند. از این اتهامات نباید ترسید. باید‏‎ ‎‏خدا را در نظر داشت، و تمام همّ و تلاش خود را در جهت رضایت خدا و کمک به فقرا‏‎ ‎‏به کار گرفت و از هیچ تهمتی نترسید.
جنگ ما جنگ عقیده است
و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد
جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد. و ما باید‏‎ ‎‏در جنگ اعتقادی‌مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه‌اندازیم. ان شاءالله ‏‎ ‎‏ملت بزرگ ایران با پشتیبانی مادی و معنوی خود از انقلاب، سختی‌های جنگ را به‏‎ ‎‏شیرینی شکست دشمنان خدا در دنیا جبران می‌کند. و چه شیرینی بالاتر از اینکه ملت‏‎ ‎‏بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر آمریکا فرود آمده است. چه شیرینی بالاتر از اینکه‏‎ ‎‏ملت ایران سقوط ارکان و کنگره‌های نظام ستمشاهی را نظاره کرده است و شیشۀ حیات‏ آمریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینی بالاتر از اینکه مردم عزیزمان‏‎ ‎‏ریشه‌های نفاق و ملی‌گرایی و التقاط را خشکانیده‌اند. و ان شاءالله شیرینی تمام ناشدنی آن‏‎ ‎‏را در جهان آخرت خواهند چشید...
هدفمان پیاده کردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است
اذناب آمریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله‌ای نیست که بشود با پیروزی یا‏‎ ‎‏شکست در صحنه‌های نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگی و سیر و سلوک‏‎ ‎‏در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در‏‎ ‎‏عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهای دیگر آزاد شد. تمامی اینها‏‎ ‎‏خیالات باطل ملی گراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملی گراها تصور نمودند ما‏‎ ‎‏هدفمان پیاده کردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‌گوییم‏‎ ‎‏تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت‏‎ ‎‏با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الاّ الله » را بر قلل رفیع کرامت و‏‎ ‎‏بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس‌ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام، و ای‏‎ ‎‏نیروهای مردمی، هرگز از دست دادن موضعی را با تأثر و گرفتن مکانی را با غرور و‏‎ ‎‏شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با‏‎ ‎‏آخرت...
اگر بسیج جهانی مسلمین
 تشکیل شده بود کسی جرات
 این همه جسارت را نداشت
جهانخواران و سرمایه‌داران و وابستگان آنان توقع‏‎ ‎‏دارند که ما شکسته شدن نونهالان و به چاه افتادن مظلومان را نظاره کنیم و هشدار ندهیم.‏‎ ‎‏و حال آنکه این وظیفۀ اولیۀ ما و انقلاب اسلامی ماست که در سراسر جهان صلا زنیم که‏‎ ‎‏ای خواب رفتگان!‌ای غفلت زدگان! بیدار شوید و به اطراف خود نگاه کنید که در کنار‏‎ ‎‏لانه‌های گرگ منزل گرفته اید. برخیزید که اینجا جای خواب نیست! و نیز فریاد کشیم‏‎ ‎‏سریعاً قیام کنید که جهان ایمن از صیاد نیست! آمریکا و شوروی در کمین نشسته‌اند، و تا‏‎ ‎‏نابودی کاملتان از شما دست بر نخواهند داشت. راستی اگر بسیج جهانی مسلمین تشکیل‏‎ ‎‏شده بود، کسی جرأت اینهمه جسارت و شرارت را با فرزندان معنوی رسول‌الله ـ صلی الله ‏‎ ‎‏علیه و آله و سلم ـ داشت؟‏
‏‏... اینجانب به‏‎ ‎‏نظام‌های آمریکایی و اروپایی اخطار می‌کنم که تا دیر نشده و در باتلاق مرگ‏‎ ‎‏فرونرفته اید، از خلیج‌فارس بیرون روید. و همیشه این گونه نیست که هواپیماهای‏‎ ‎‏مسافربری ما توسط ناوهای جنگی شما سرنگون شود؛ که ممکن است فرزندان انقلاب‏‎ ‎‏ناوهای جنگی شما را به قعر آب‌های خلیج‌فارس بفرستند. ‏
اطمینان داشته باشید
 که در این برگ جدید بازنده‌اید...
به دولت‌ها و حکومتهای منطقه، خصوصاً به عربستان و کویت می‌گویم که همۀ شما در‏‎ ‎‏ماجراجویی‌ها و جنایاتی که آمریکا می‌آفریند شریک جرم خواهید بود. و ما تا به حال از‏ اینکه همۀ منطقه در کام آتش و خون و بی‌ثباتی کامل غوطه ور نشود، دست به عملی‏‎ ‎‏نزده ایم. ولی حرکات جنون آمیز ریگان مطمئناً حوادث غیرمنتظره و عواقب خطرناکی را‏‎ ‎‏بر همه تحمیل می‌کند. شما اطمینان داشته باشید که در این برگ جدید بازنده اید. خودتان‏‎ ‎‏و کشور و مردم اسلامی را در برابر آمریکا اینقدر ذلیل و ناتوان نکنید. اگر دین ندارید،‏‎ ‎‏لااقل آزاده باشید... ‏
نکتۀ مهمی که همۀ ما باید به آن توجه کنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با‏‎ ‎‏بیگانگان قرار دهیم این است که دشمنان ما و جهانخواران تا کیْ و تا کجا ما را تحمل‏‎ ‎‏می‌کنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول‏‎ ‎‏از همۀ هویتها و ارزش‌های معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند. به گفتۀ قرآن کریم، هرگز دست‏‎ ‎‏از مقاتله و ستیز با شما بر نمی‌دارند مگر اینکه شما را از دینتان برگردانند. ما چه بخواهیم و‏‎ ‎‏چه نخواهیم صهیونیستها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و‏‎ ‎‏شرافت مکتبیِ‌مان را لکه‌دار نمایند. بعضی مغرضین ما را به اِعمال سیاست نفرت و کینه‏‎ ‎‏توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می‌دهند؛ و با دلسوزیهای بیمورد و‏‎ ‎‏اعتراضهای کودکانه می‌گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنیها شده است و از چشم‏‎ ‎‏غرب و شرق و ایادی شان افتاده است! که چه خوب است ‏‏[‏‏به‏‏]‏‏ این سؤال پاسخ داده شود‏‎ ‎‏که ملت‌های جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی‌ها و‏‎ ‎‏شرقیها احترام و اعتبار داشته‌اند که امروز بی‌اعتبار شده‌اند! ‏
آری، اگر ملت ایران از همۀ اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانۀ‏‎ ‎‏عزت و اعتبار پیامبر و ائمۀ معصومین ـ علیهم‌السلام ـ را با دستهای خود ویران نماید، آن‏‎ ‎‏وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی‌فرهنگ به‏‎ ‎‏رسمیت بشناسند؛ ولی در همان حدی که آنها آقا باشند ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند ما‏ ضعیف؛ آنها ولیّ و قیّم باشند ما جیره خوار و حافظ منافع آنها؛ نه یک ایران با هویت‏‎ ‎‏ایرانی ـ اسلامی؛ بلکه ایرانی که شناسنامه‌اش را آمریکا و شوروی صادر کند؛ ایرانی که‏‎ ‎‏ارابۀ سیاست آمریکا یا شوروی را بکشد...
قدرت‌های شرق و غرب
 مظاهر بی‌محتوای دنیای مادی‌اند
 ما باید خود را آماده کنیم‏‎ ‎‏تا در برابر جبهۀ متحد شرق و غرب، جبهۀ قدرتمند اسلامی ـ انسانی با همان نام و نشان‏‎ ‎‏اسلام و انقلاب ما تشکیل شود؛ و آقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن‏‎ ‎‏گرفته شود. مطمئن باشید قدرت‌های شرق و غرب همان مظاهر بی‌محتوای دنیای مادی اند‏‎ ‎‏که در برابر خلود و جاودانگی دنیای ارزش‌های معنوی قابل ذکر نمی‌باشند. ‏
من به صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران با تمام وجود برای احیای‏‎ ‎‏هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان سرمایه‌گذاری می‌کند. و دلیلی هم ندارد که‏‎ ‎‏مسلمانان جهان را به پیروی از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نکند و جلوی‏‎ ‎‏جاه طلبی و فزون طلبی صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید برای پیشبرد‏‎ ‎‏اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه‌ریزی کنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و‏‎ ‎‏رسیدگی به مشکلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با‏‎ ‎‏تمام وجود تلاش‌نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجی خود بدانیم.
ما اعلام‏‎ ‎‏می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران برای همیشه حامی و پناهگاه مسلمانان آزادۀ جهان‏‎ ‎‏است. و کشور ایران به عنوان یک دژ نظامی و آسیب ناپذیر نیاز سربازان اسلام را تأمین و‏‎ ‎‏آنان را به مبانی عقیدتی و تربیتی اسلام و همچنین به اصول و روشهای مبارزه علیه‏ نظامهای کفر و شرک آشنا می‌سازد....‏
خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست
در آینده ممکن است‏‎ ‎‏افرادی آگاهانه یا از روی ناآگاهی در میان مردم این مسئله را مطرح نمایند که ثمرۀ خونها‏‎ ‎‏و شهادتها و ایثارها چه شد...مسلّم خون شهیدان،‏‎ ‎‏انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده‏‎ ‎‏است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملت‌ها و آیندگان‏‎ ‎‏هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‏ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال‏‎ ‎‏آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافلۀ نور جان و سر باختند! خوشا به‏‎ ‎‏حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!‏
خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از‏‎ ‎‏وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‌اند و‏‎ ‎‏نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به‏‎ ‎‏حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین‏‎ ‎‏و خانواده‌های معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه‏‎ ‎‏را سر کشیده ام، و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌کنم.‏‎ ‎‏و بدا به حال آنانی که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایی که از کنار این معرکۀ بزرگِ‏‎ ‎‏جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساکت و بی‌تفاوت و یا انتقاد‌کننده و‏‎ ‎‏پرخاشگر گذشتند! ‏
آری، دیروز روز امتحان الهی بود که گذشت. و فردا امتحان دیگری است که پیش‏‎ ‎‏می آید. و همۀ ما نیز روز محاسبۀ بزرگتری را در پیش رو داریم. آنهایی که در این چند‏‎ ‎‏سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلی از ادای این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان‏‎ ‎‏و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‌اند مطمئن باشند که از معاملۀ با‏‎ ‎‏خدا طفره رفته‌اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگی کرده‌اند که حسرت آن را در روز‏‎ ‎‏واپسین و در محاسبۀ حق خواهند کشید. که من مجدداً به همۀ مردم و مسئولین عرض‏‎ ‎‏می کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند‏‎ ‎‏این مدعیان بی‌هنر امروز و قاعدین کوته نظر دیروز به صحنه‌ها برگردند. ‏
نگذارید انقلاب به دست نااهلان
 و نامحرمان بیفتد
من در میان شما باشم و یا نباشم به همۀ شما وصیت و سفارش می‌کنم که نگذارید‏‎ ‎‏انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و‏‎ ‎‏خم زندگی روزمرۀ خود به فراموشی سپرده شوند...
 نیروهای نظامی ما هرگز نباید از کیْد و مکر دشمنان غافل بمانند. در هر‏‎ ‎‏شرایطی باید بنیۀ دفاعی کشور در بهترین وضعیت باشد. مردم ما، که در طول سال‌های‏‎ ‎‏جنگ و مبارزه ابعاد کینه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس کرده‌اند، باید‏‎ ‎‏خطر تهاجم جهانخواران در شیوه‌ها و شکل‌های مختلف را جدی‌تر بدانند. و فعلاً چون‏‎ ‎‏گذشته تمامی نظامیان، اعم از ارتش و سپاه و بسیج در جبهه‌ها برای دفاع در برابر شیطنت‏‎ ‎‏استکبار و عراق به مأموریت‌های خود ادامه دهند...
‏‏پنجم ذی‌حجه 408       / 29 / 4 / 67‏
‏‏روح‌الله الموسوی الخمینی‏